حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2080
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
وقايع سلطنت اين پادشاه آنتيوخوس همين كه بر تخت نشست ، به آخهاوس پسر عموى خود دستور داد ، جنگ را با آتّالوس ادامه دهد ، تا قسمت آسياى صغير را در آنطرف كوههاى توروس برگرداند . او پادشاه پرگام را از سارد بيرون كرد و شهرهاى يونانى را باطاعت درآورد . از كارهاى آنتيوخوس اين بود ، كه مولون « 1 » نامى را والى ماد و شخصى را ، كه آلكساندر نام داشت ، رئيس قشون پارس كرده بود . اينها خواستند مانند آذربايجان و كاپادوكيّه و پنت و باختر و پارت از دولت سلوكى جدا شوند ، بخصوص ، كه اميدوار بودند آخهاوس را هم با خودشان همراه كنند ، زيرا او هم مانند آنها از وزير آنتيوخوس هرمياس « 2 » ناراضى بود . بنابراين ، شورشى در ايران روى داد . پادشاه بنابر نصيحت وزير اعظمش ، دو نفر از سرداران خود را به قصد شورشيان فرستاد ، ولى آنها بهرهمند نشدند و مولون سلوكيّه را محاصره كرد . مقارن اين احوال آنتيوخوس با مهرداد دوّم پادشاه پنت عهد اتّحادى بست و دختر او لااديس نام را گرفت ( 221 ق . م ) . آخه اوس هم خواهر او را ازدواج كرد ، تا بتواند در مقابل نفوذ وزير اعظم مقاومت كند ، بعد آنتيوخوس نظر خود را به طرف سل سوريّه افكند ، زيرا ميخواست آن را از مصر جدا كرده تصاحب كند ، ولى سردار مصرى تنگهاى بروخى « 3 » و گرّا « 4 » را گرفت و كار آنتيوخوس مشكل گرديد ، بعد چون اخبار موحش از طرف ايران رسيد ، از جنگ با مصر صرفنظر كرده به انطاكيّه برگشت . مولون پس از بهرهمندى ، خود را پادشاه خواند و آنتيوخوس خودش با لشكرى به طرف مشرق رفت و با مولون جنگيده او را شكست داد . بعد ، اين سردار ياغى درگذشت ( 220 ق . م ) . پس از آن پادشاه سلوكى به آذربايجان درآمد و در اين احوال آخهاوس ياغى شده خود را پادشاه خواند . در 218 ق . م آنتيوخوس به سل سوريّه درآمد . او در ابتداء بهرهمند بود ، ولى بعد پادشاه مصر آن را پس گرفت .
--> ( 1 ) - Molon . ( 2 ) - Hermias . ( 3 ) - Brochi . ( 4 ) - Gerrha .